پارسا و پرهامپارسا و پرهام، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

خوشکل های مامانی و بابایی

علی ابن مهزیار

1392/7/23 8:43
269 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزای مامانی و بابایی

یک روز بعد از مرخص شدنتون که اومدم خونه دکتر بهم گفت اگه اتفاقی واست افتاد سریع خودتو به بیمارستان میرسونی فردای مرخص شدنم بازم اون درد اومد سراغم که طی تماسی که با دکترم داشتم دکتر گفت بیا مطب ببینمت مطب که رفتم پیش دکتر دکتر بازم بهم گفت باید بستری بشی که من با خواهش از دکتر خواستم که منو به بستری نکنن اما هر چی که دارو هست بهم بده استفاده کنم که دکتر نسخه واسم نوشت اما بهم گفت با این نسخه خوب میشی اما اگه دیدی بازم درد داشتی باید بیای بستری بشی منم قبول کردم.همون موقع عمه فاطمه عمه خوب و دوست داشتنی بچه هام گفت من میرم علی ابن مهزیار میرم واست دعا کنم که لطف خداوند متعال و علی ابن مهزیار و دعای پدر و مادرامون و دوستان  خوب شدم.مرسی از خداوند مهربون.(ما هم خوشحال شدیم که صحیح و سالم شدی.)

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خاله يكي ي دونه
23 مهر 92 14:44
مامان هانامراقب خودت باش ي خواهربيشتركه نداريم ايشالا مه سالم وخوشگل مثل خالشون باشن
مامان آرتین
24 مهر 92 9:12
آرتین همرا بابا و مامانش دعا میکنه دوستاش سالم و صحیح و به موقع دنیا بیان تا با هم سه نفری بازی کنن


حاجی از همین الان وسایل خونتو جمع کن وگرنه بچه ها پاک سازیش میکنن
ساره
24 مهر 92 10:39
خب خانومی چیزی نمونده نینیت رو تو بغل بگیری...
فقط یادت باشه که نهایت استفادرو ببر و تا میتونی بخواب که تا مدتها شب بیداری داری و نگهبانی شروع میشه
واینکه روزهای مادری همش زیباست ولی اون چند روز اول واقعا به یاد موندنیه از دستش نده که بعدا بد جوری دلتنگ میشی مثل من.. فکر کنم تویه شهر باشیم راستی


مرسی اره خوب استراحت میکننم و بی صبرانه منتظر نی نی یامم که انشاالله صحیح و سالم به دنیا بیان و بقلشون کنمو.اره من ساکن اهوازم.زیتون میشینم.شما کجا میشینید؟