بابا و مامان بزرگ و خاله حدیث
عزیزای مامانی و بابایی نفس مامانو بابا دیشب بابابزرگ و مامان بزرگ و خاله حدیث زنگ زدند گفتند که فردا ظهر از خرم آباد واسه اهواز حرکت می کنیم که بیایم نوه هامونو ببینیم و یه سر به دخترم هانیه و داماد گلم و یکی یدونم بزنیم و حالا نزدیک ظهره که منتظره بابابزرگو مامان بزرگ و خاله حدیث هستیم تا بیان.خالت گفته میخوام اتاق خواهر زاده هامو خودم بچینم . ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
13:51




